پــایــگــــــاه اطــــلاع رســـــانـــی هــــلال مـــــاه

www.Helalemah.ir

امروز : پنجشنبه مورخ 29 مهر 1400 هجری شمسی ، مطابق با 14 ربیع الاول 1443 هجری قمری ، مطابق با 21 اکتبر 2021 میلادی

اظهار نظر آقاي سيد قاسم رستمي و آقاي مير سعيد

 

چند نکته از مباحث اخير

همکاران و دوستان من در يک بحث داغ به مشکلات معيارهای رؤيت پذيری هلال پرداخته اند. بنده نيز ضمن تشکر از دوستان بسيار خوبم که باعث پيشرفت و گسترش رؤيت هلال می شوند، در تکميل اين بحث نظرات خود را با احترام به نظرات دوستانم در چند مورد بيان می کنم:

1- در مورد رصد شيرکوه: عامل اساسی را در موفقيت اين رصد، اثر ارتفاع و تميز بودن هوا می دانم. آنقدر آسمان نسبت به افق، آبی و صاف بود که همان ساعت 15 که هلال را در جوينده 50*9 می ديدم، این احتمال را دادم که بتوان آن را در همان لحظه با چشم غير مسلح هم ديد. خيلی هم سعی کردم در روز، هلال را با چشم ببينم. اما نشد که نشد. بعضی اعضاء گروه می خواستند زودتر برگردند و می گفتند حالا که هلال رو ديديم و فردا عيده، پس بياييد تا شب نشده و جاده برگشت خيلی خطرناک است و هنوز هوا خيلی سرد نشده، برگرديم. اما آنها را متقاعد کردم که تا غروب صبر کنند. زيرا ديدن اين هلال در غروب ارزش بيشتری داشت. آنها از ساعت 18 از سرما به ماشين پناه بردند. چون لباس گرم به همراه نداشتند! اما همينکه هلال با چشم غير مسلح رؤيت شد و از شوق رؤيت، داد و فرياد ما را شنيدند، از ماشين بيرون پريدند و لحظاتی هلال کم فروغ را رؤيت کردند. لحظات ديدن اين هلال با چشم غير مسلح را هيچ وقت فراموش نمی کنم. يعنی سفيدی هلال در زمينه زرد آسمان که بسيار زيبا بود. بعد از اين رصد در راه برگشت هم خاطره انگيز بود. جاده 14 کيلومتری که از نوک قله تا اولين روستای پای قله که به دليل سنگلاخ بودن و پيچ و شيب زياد، حدود 2.5 ساعت طول کشيد. دربين راه سوار کردن گروهی از دانشجويان که با پای پياده به يک کيلومتری قله رسيده بودند و موفق نشدند قله را فتح کرده و به رصد هلال برسند. و بلاخره تماس های تلفنی مکرری که داشتم و از دست دادن خط آنتن و در نهايت باتری و ... به خاطر سيستم پيشرفته مخابراتی کشورمان بود. جالبه بدانيد برای هماهنگی يک دستگاه هلی کوپتر (چرخ گرد) که استان يزد ندارد و بايد سپاه يزد از سپاه اصفهان آنرا اجاره کند، برای اين چند ساعت حدود يک ميليون تومان آب می خورد. لذا برای صرفه جويي، مأموريت اين رصد به صورت زمينی برنامه ريزی شد!

2- درمورد معيارها: متأسفانه هنوز تصور تصحيحی از معيارها در بين رصدگران ايران و جهان وجود ندارد. برای همين بعضی فکر می کنند که تغيير خطوط رؤيت پذيری معيار دست پديد آورنده آن است و او می تواند اين خطوط را به سليقه خود جلو و عقب برده و يا آنرا برای ارتفاع صفر در نظر گرفته و يا آنرا برای عموم و يا برای خواص محاسبه کند.

در واقع بهتر است رصدگران محترم به اين نکته توجه فرمايند که معيار يک ابزاری است که بر مبنای رصدهای انجام شده قبلی، می تواند حالتهايي که در رصد اتفاق نيفتاده را از طريق درون يابی و يا برون يابی، پيش بينی نمايد. لذا معياری دقيق تر است که تعداد رصد های حدی و رکوردی آن به ازای تمام پارامترهای هلال بيشتر باشد و بتواند با يک مدل رياضی مناسب آنها را به يکديگر پيوند زده و دارای کمترين خطای مدل باشد.

به عنوان مثال معيار يالوپ مدل رياضی مناسب دارد اما تعداد رصد های حدی و رکوردی آن کم و ناقص است. معيار عوده دارای رصدهای حدی و رکوردی کافی است اما مدل رياضی نامناسبی دارد. اگر به رابطه رياضی معيار عوده خوب نگاه کنيد، می بينيد ضرايب W و ARCL با ضرايب مدل يالوپ يکی است! بلکه منحنی ها بوسيله عدد ثابت مدل، فقط شيفت پيدا کرده است!

لذا معيارها پيش بينی را بر اساس آخرين رکورد ها بيان می کنند. لذا رصدگران بايد بدانند که هر هلالی را نمی توانند رؤيت کنند. مثلاً کسی که تجربه ديدن صدها نوع هلال را دارد و برای خود چندين رکورد دارد، نمی تواند با يک رصدگر مبتدی مقايسه شود. به نظر من هلالی که بوسيله معيار يالوپ در منطقه D قرار می گيرد، فقط از عهده رصدگران با تجربه قابل رؤيت خواهد بود. و او کسی است که برای تمام مراحل رصد از مکان و زمان و ابزار و ... برنامه ريزی دارد. بنده در بسياری از رصدها همراهانی داشته ام که مبتدی بودند و با اينکه بنده محل هلال را در آسمان به آنها نشان می دادم، باز هم هلال هلال را به سختی تشخيص می دادند و يا با کلی مدت زمان از اولين زمان که خودم می ديدم، آنها هم می ديدند.

آخرين نکته در مورد معيار ها اين است که امروزه وقتی صحبت از هلالهای رکوردی می شود، می گويند اگر شرايط جوی اجازه دهد و يا آسمان بدون غبار و تميز باشد و ... هلال ديده می شود. اين شرط بدان معنی است که آخرين رکورد، در اين شرايط اتفاق است. به نظر بنده اگر در هلال شوال غبار محلی در ايران کمتر بود، حتی اين هلال را می توانستيم از ارتفاع متعارف 1000 و 2000 متری نيز رؤيت کنيم (به عنوان مثال به گزارش رصد آقای خضری نسب از سيرجان مراجعه نماييد). برای اينکه بتوان مقدار شرايط جوی را در پيش بينی رؤيت هلال دخالت داد، کارهای کوچکی انجام شده است. از جمله کار آقای کريميان از مشهد که در مجله فيزيک زمين و فضا در حال چاپ است، کار آقايان حسن زاده، موحد نژاد، گياهی و ... که در اين زمينه هنوز خيلی جای کار باقی مانده است.

3- درمورد اثر ارتفاع: کسی که در ارتفاع صفر قرار دارد (هم ارتفاع با سطح متوسط آبهای آزاد) و اطراف اين نقطه هيچ عارضه بلند تر از خود وجود ندارد (مثل بيابان و دريا)، میتواند برای فاصله متوسط 125 کيلومتری، افقی معادل منفی 0.56 درجه (34 دقيقه) داشته باشد (ارتفاعی معادل اثر انکسار برای طلوع و غروب خورشيد). در صورتيکه در فاصله 125 کيلومتری، کوهی به ارتفاع 1225 متر باشد، آنگاه افق صفر تأمين خواهد شد. حال اگر ناظر در ارتفاع مثلاً 4000 متری قرار داشته باشد، برای تأمين افق صفر، کوهی به ارتفاع 3225 متر در فاصله 125 کيلومتری خود نياز دارد. در غير اين صورت افق منفی او حدود 2.4 درجه خواهد بود. در اينصورت نسبت به ناظری به ارتفاع صفر، خورشيد 10 دقيقه ديرتر غروب خواهد کرد. جدول و شکل زير مؤيد اين مطلب است.

 

ارتفاع

ناظر

زاويه افق منفی ناظر بدون

داشتن مانع تا 125 کيلومتر

ارتفاع لازم برای داشتن افق صفر

در فاصله 125 کيلومتری

0

34 دقيقه

1225 متر

1000

61 دقيقه

2225 متر

2000

1.47 دجه

3225 متر

3000

1.93 درجه

4225 متر

4000

2.39 درجه

5225 متر

5000

2.85 درجه

6225 متر

آقای قاضی ميرسعيد اعتقاد دارند که افق منفی و ارتفاع هلال (در هنگامی که خورشيد در افق صفر قرار دارد)، با هم جمع شده و مبنای پيش بينی رؤيت هلال قرار می گيرد. یعنی کسی مثلا برای رصد شير کوه در ارتفاع صفر قرار دارد و ارتفاع هلال در لحظه غروب خورشيد وی برابر با 3.7 درجه است، برای ارتفاع 4000 متری شيرکوه، ارتفاع هلال برابر با 6.16=2.39 3.77 درجه خواهد شد. زيرا در ارتفاع 4000 متری، به اندازه 2.9 درجه افق منفی وجود دارد. حال اينکه از نظر رؤيت هلال ارتفاعات خوبند يا بد، خود جای بحث دارد. به نظر من تنها نکته مثبت ارتفاعات، تميز بودن هواست. وگرنه داشتن افق منفی، خود دارای غباری است که مانع رؤيت می شود.

 

 با آرزوي داشتن آسماني بدون ابر و غبار و موفقيت براي تمام رصدگران هلال

سيد قاسم رستميعضو گروه غير حرفه ای رؤيت هلال

تفت- 12/9/1389

 پی نوشت استاد قاضی میر سعید در خصوص رصد شیر کوه

دوست بسيار گرامي جناب اقاي رستمي اميد وارم كه حالتان خوب باشد شرح مجدد رصد شير كوه شما را خواندم و از مباحث علمي ان استفاده كرده و متشكرم ، در مورد معيار در هفته اخير و يا اينده در مورد معيار خودم صحبت خواهم كرد چون 20 سال ان تمام شد واينكه چرا مي بايستي ارتفاع از سطح دريا لحاظ شود ،  در تفسير رصد شير كوه توضيح دادم كه ارتفاعات فقط ادمي را از گزند غبار مي رهاند وبس  و  ارتفاع ماه و خورشيد اضافه و يا كم نمي شود فقط تاخير در غروب دارند ، عوامل درخشندگي در ارتفاع 4000 متر و غبار زير خط افق صفر و سرما و ... همه را توضيح دادم و معتقدم انگار در ارتفاع 4000 متري رصد شير كوه در ان روز خاص با ان مشخصات جوي رصدي مانند رصد هلالي است  در حوالي جنوب خليج هميشه فارس در ارتفاع صفر و الا بنده نيز همين مطلب شما را عرض كردم ارتفاع رها شدن از غبار و سرما عامل بهتري است براي رويت.


با احترام سيد محسن قاضي ميرسعيد

;

استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیرتجاری و با ذکر منبع بلامانع است. کلیه حقوق این سایت متعلق به تیم برنامه نویسی آویسا می‌باشد .