پــایــگــــــاه اطــــلاع رســـــانـــی هــــلال مـــــاه

www.Helalemah.ir

امروز : دوشنبه مورخ 26 مهر 1400 هجری شمسی ، مطابق با 11 ربیع الاول 1443 هجری قمری ، مطابق با 18 اکتبر 2021 میلادی

نهمين پاسخ به پرسش هاي جناب اقاي بوژمهراني

بنام خداوند جان وخرد

دوست و استاد گرامی جناب اقای بوژمهرانی با عرض سلام و احترام.

اول – در نامه قبلي در سه مورد بابت تایپ نادرستي كه پيش امد عذر خواهی می کنم هرچندقرار شد از اشتباهات سهوی مثل نوشتن اثبات به جای اثباط و ... بپرهیزیم اما در دو جا که اسم حضرت عالی را برده بودم اشتباه تایپی وجود داشت که حتما می بایستی عذر خواهي كنم پوزش مرا بپذيريد و اگر باز تكرار شد بر كمبود وقت و عجله در تايپ تلقي فرماييد.

دوم – در دو نامه قبل مطالبی را در مورد اینجانب فرمودید که لازم است به عرض برسانم بنده نیز به جناب عالی همان نگاهی را دارم که شما نسبت به من دارید، بنده نیز چند بار عرض کردم با مباحثه با شما لذت می برم و به اندوخته هایم اضافه می شود ، می نوشم اما سیراب نمی شوم ، به هر صورت از لطفی که به اينجانب دارید سپاسگزارم.

در مورد سوال اول شما بايد عرض كنم ، در روي زمين دو نفر يك هلال را با تفاوت قابل توجه اي حد اقل 15 دقيقه ديرتر ميبيند براي هردورصدگر مقارنه در يك زمان اتفاق مي افتد و نفر اول هلال را رويت مي كند بعد نفر دوم در مكاني ديگرو بعد هم نفر سوم نيز در مكاني غربي تر با فاصله زماني مختلف،  ممكن است با سنجش مقارنه مكان مركزي حتي نفر سوم كه هلال را ديرتر از نفر دوم و اول ديده ، سن هلالش با توجه به مكاني كه داشته و غربي ترنيز بوده  كمتر از بقيه باشد انوقت عدالتي برقرار نشده ، شما در مورد قايق سواري مثال مي زنيد البته مثال خوبي بود اما نتوانستم در مثال شما تغيير مكان را حس كنم من در مورد سني صحبت كردم كه با تغيير مكان برخلاف قاعده و اصول عدالت پايمال شده ( چون وقتي به سمت غرب مي رويم بايدسن هلا ل بيشتر شود در صورتي كه كمتر شده ) چون بر مبناي مكان مركزي محاسبه شده ودر انجاست كه عدالتي وجود ندارد.

حالا كه ازمثال  نجومي به مثال ورزشي رسيديم اجازه دهيد من نيز مثالي بياورم ،  در دوي چهارهزار متر اگر اشتباه نكنم يا نوعي ديگري از ان ، دوندگان با شعاع مختلفي شروع به دويدن مي كنند كه نفر اولي با نفر هفتم فاصله نسبتا قابل توجه اي دارد اما بعد از مدتي دويدن تمام دوندگان در يك خط به مسابقه و مبارزه ادامه مي دهند و همه فكر ميكنند ان كس كه جلو تر است ( در ابتداي مسابقه ) به او بي عدالتي شده در صورتي كه شعاع دايره نفر اول از شعاع دايره نفر هفتم كمتر است وپس از يك مسافت طي شده تمام دوندگان در يك مسير هستند مقدار مسافت برابر است اما بيننده فكر ميكند ان كسي كه در اول مسابقه جلوتر بوده به او امتيازبيشتري داده شده درمورد قايقراني نيز همين طور است مسافت يك اندازه است اما زمان با تاخير انجام مي شود اما در مورد رويتي كه مثال انرا زدم نه مكان برابر است نه زمان ( سن )، من در نامه قبلي عرض كردم يا ما مي خواهيم مسائل را با منطق فلسفي جلو رويم يا با منطق رياضي ، در منطق رياضي 2 به اضافه 2 مي شود 4 همه مي دانيم ، اما در منطق فلسفي 2 به علاوه 2 الزاما عدد 5 نيست مي توان دهها عدد را نام برد ، اثباتي نيست ، شما اصرار داريد من جواب سوالهاي شما را بدهم چون ابهاماتي براي شما بوجود امده ضمن اينكه شما در عقايد خود پاي بنديد ، مي فرماييد با گوش جان مي پذيرم ، اصلا نيازي نيست كه بپذيريد چه رصد با گوش جان هر كسي ازاد است عقايد خودش را مطرح كند اين لازمه يك جامعه علمي است ، همانطور كه گفتم من تا هر وقت كه شما اراده فرماييد در خدمتتان هستم ، اما از شما مي پرسم چقدر بايد در مورد يك مبحثي كه با كمي تعمق مي توانيد انرا لمس و پذيرا باشيد بايد مثالهاي متعددي اورد، حضرت عالي در نهمين نامه خود دو مرتبه مي رويد سروقت نامه دوم  و با يك مثالي شبيه به همان مثال اول و البته با كمي تغيير ، در نامه يازدهم هم احتمالا به نامه پنجم رجوع مي كنيد ومن نيز به ناچار مطالب تكراري را با كمي تغيير بايد به عرض شما برسانم ، من حرفي ندارم هر طور كه تمايل داريد من نيز پذيرا هستم و در خدمت شما .

در مورد سن هلال و ارجحيت ان بازسوالم را تكرار مي كنم دورصد با دو جدايي زاويه اي برابر رويت شده اند ايا مخالف گفته من هستيد كه ان رصد گري كه سن هلاش كمتر بوده ارجحيت دارد ؟  اما جدايي زاويه اي را ما براي اثبات و پذيرش حد دانژون محك مي زنيم كه بررسي كنيم تا چه مقدار جدايي زاويه اي مي توان هلال ماه را رويت كرد ، به عنوان مثال 7 درجه ، خوب شما هر چه سن ماه را كم كنيد اخر به 7 درجه مي رسيد پس دو امتياز جلو تريد در ثاني در جدايي زاويه اي فقط جدايي را مي توان شناخت در صورتي كه در سن ماه علاوه بر جدايي پارامترهاي ديگر نيز محك مي خورد و اين نيز نشان از برتري سن است  .

1-     فرموده ايد. اشكالهاي مطرح شده در بند هاي 2 و 4 ميتواند مطرح نباشد زيرا لزومي ندارد كه ما قراردادي كه براي تعريف مقارنه ( بعنوان يك موضوع خاص در رويت هلال ماه ) داريم را به ساير امور تعميم دهيم  جناب اقاي بو‍ژ مهراني براي بررسي سن ماه مي توان به مثالي كه در ورزش كاربرد دارد تعميم دهيم  كه البته مثال خوبي بود و جواب خودش را نيز داشت اما در مورد نابساماني سن مكان مركزي كه براي اعتدال بهاري و انقلاب تابستاني كه در دنيا بوجود مي اورد و همچنين سن افراد در نقاط مختلف متفاوت مي شود را با ديده اغماض بنگريم ايا درست است ؟ ! .

2-     در مورد بند سه درست است كه كامپيوتر مي تواند مناطق وسيعي را با زمان كمتري به ما بدهد اما يك منجم بايد راهي را برود كه كوتاه و اسان باشد نه اينكه قاشق را بچرخانيم واز پشت سر به طرف دهانمان ببريم ، در رياضي تعريف بسيار ساده اما مهمي است ، كوتاه ترين فاصله بين دو نقطه يك خط راست است كه من اين مثال را براي زمين مركزي مي زنم و براي مكان مركزي همان مثال قاشق را ، وانگهي اگر ما مكان مركزي را براي ابعاد كوچك در تمام نقاط جهان بخواهيم ايا باز زمان كافي براي محاسبه داريم ، يك منجم بايد اين احتمال را بدهد كه اين رصد در تمام دنيا يا در منطقه وسيعي قابل رويت است پس بايد مقارنه تمام مكان ها را محاسبه كند وانرا اعلام كند اگر فرض مقارنه يك نقطه اي را نداد ايا عدالت براي اقاي ميرسعيد كه اتفاقا در همان نقطه مي خواهد هلال را ببيند و دسترسي به مقارنه را ندارد يا بلد نيست محاسبه مكان مركزي را انجام دهد رعايت شده ؟

3-     براي من جالب است كه نوروز را با اعتدال بهاري يكي بناميم من ابدا در مورد نوروز حرفي نزدم من در مورد اعتدالين صحبت كردم در صورتي كه نوروز يك روز خاص است ودر خيلي از كشورهانوروز داريم كه در كشور ما با اعتدال بهاري برابراست اما در بعضي از كشورها تا 7 روزبعد از اعتدال بهاري نوروز اغاز مي شود .

فرموديد با عنايت به موارد فوق به نظر ميرسد مقارنه ي مكان مركزي كه هم صبغه ي تاريخي دارد ، هم شهودي است و هم شرايط يكساني را براي رصدگران فراهم مي آورد ، ميتواند به عنوان يك قرارداد در كنار قرارداد محاسبات زمين مركزي ( و نه در مقابل آن )‌ مطرح باشد. جناب اقاي مهراني مقارنه مكان مركزي صبغه ي تاريخي ندارد (در رابطه با رويت هلال ماه ) و اتفاقا شرايط غير يكساني را براي رصد گران ايجاد مي كند، بنيانگذار ان نيز اقايان اوده و استم هستند دليلش را شما مي دانيد گفتن ندارد و نيز به هيچ وجهي نمي توان اين دو را براي محاسبه سن ماه در كنار هم گذاشت.

4-    4- در مورد هلال در روز من مقايسه بين هلال در روز و هلال شامگاهي را بيان كردم و تفاوتهاي ان و اينكه هر كدام پارامتر مخصوص به خود را دارند و اين دو رصد در يك ترازو اندازه گيري نمي شوند ، ارتفاع 20 درجه را نيز پيشنهاد دادم چون اين ارتفاع دو مزيت دارد يكي اينكه خورشيد نور خود را پخش و پراكندگي نوري زياد مي شود و دوم اينكه به تدريج بعد از 20 درجه يا قبل از 20 درجه ( بسته به قبل يا بعد از مقارنه دارد ) در ان موقع اختلاف منظر و شكست نور خيلي كمتر شده، واين عملي ايست بسيار ساده و بايد توجه داشت اصولا هلالهاي شامگاهي – صبحگاهي و هلال در روز پارامتر سن انها زمين مركزي است هرچند توضيح دادم در هلال در روز در ارتفاع بالا پارامترهاي انها تقريبا برابر و گاهي عين همديگراست اما فاز و سن انها زمين مركزي لحاظ شده ، جناب عالي به تمام نرم افزارها يا كتاب هاي مرجع رجوع فرماييد سن و فاز را زمين مركزي محاسبه كرده اندو نه تنها پيچيده نيست كه محاسبه گر و رصدگر را از پيچيدگي دور مي كند، اگر عنايت فرماييد و به مطالبي كه در مورد رويت سه گانه هلال در سايت گروه غير حرفه اي اگر فرصتي شد در يكي دو روز اينده قرار خواهد گرفت ملاحظه فرماييد به سادگي انها را از هم جدا و شرح انها را نيز خواهم داد ، انشاءالله.

جناب اقاي بوژ مهراني مجددا از اظهار لطف شما نسبت به اينجانب قدرداني كرده و بنده نيز همانطور كه عرض كردم شاگرد كوچك تمام اساتيد والامقام و خدمتگزار تمامي رصدگران و علاقه مندان به رويت هلال ماه هستم ،  انچه مي گويم وحي منزل نيست كه خداوند سبحان متكبران را دوست نمي دارد كلمه اي ازروي تكبر نبايد سخن گفت اگر غفلتي بود كه هست همگي شما عزيزان مرا ببخشيد ، همانطور كه بارها عرض كردم تا هر زمان و هر وقت در حد بضاعت ناچيزم در خدمت جناب عالي و تمامي عزيزان هستم.

با تقديم احترام سيد محسن قاضي ميرسعيد.

تهران 25 خرداد1387   

;

استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیرتجاری و با ذکر منبع بلامانع است. کلیه حقوق این سایت متعلق به تیم برنامه نویسی آویسا می‌باشد .