پــایــگــــــاه اطــــلاع رســـــانـــی هــــلال مـــــاه

www.Helalemah.ir

امروز : سه شنبه مورخ 5 مرداد 1400 هجری شمسی ، مطابق با 17 ذیحجه 1442 هجری قمری ، مطابق با 27 جولای 2021 میلادی

مکاتبات آقایان میرسعید و مهرانی در خصوص رصد شیرکوه

دوست و همکار ارجمند جناب آقای مهندس میر سعید


با سلام

امیدوارم خوب و سلامت باشید. مدتی است دیدارها به تاخیر افتاده که امیدوارم بزودی به محضرتان برسم. مطالب ارزشمند جنابعالی در مورد رصد جناب رستمی را مطالعه کردم. چند مطلب جزئی به نظرم رسید که خواستم عرض کنم :

1-     بنده نیز با جنابعالی موافقم که در پیش بینی رویت پذیری هلال باید فرض را بر این بگذاریم که شرایط جوی رصدگر مناسب است. جناب آقای حسن زاده اعتقاد داشتند که باید ضریبی ( با اسم ضریب k ) برای وضعیت جوی در نظر گرفت چون عموما" هوای ایران غبارآلود است. به ایشان عرض کرده بودم که چنانچه در نتیجه ی دخالت دادن ضریب k هلالی غیر قابل رویت به نظر برسد اما رصدگران بتوانند در دفعات متعدد و بدلیل مواجه شدن با شرایط جوی بسیار مناسب چنین هلالهایی را ببینند ، این گزارشها از ارزش معیار شما می کاهد.

2-     در بحث ارتفاع رصدگاه از سطح دریا مردد هستم که آیا در پیش بینی بهتر است ارتفاع را صفر در نظر بگیریم یا نه؟ اگر ارتفاع را صفر بگیریم و کسانی در ارتفاع بالاتر ( کوههای مرتفع ) موفق به رویت شوند ، تضاد بین پیش بینی و نتایج رصد بوجود می آید که تداوم آن باعث لطمه به معیار میشود. اگر ارتفاع را بالا در نظر بگیریم ، عدم موفقیت رصدگران هم میتواند موجب آسیب معیار شود. آیا به نظر حضرتعالی در نظر گرفتن ارتفاعی متوسط ( مثلا" عددی بین 2000 تا 3000 متر از سطح دریا که ارتفاع غالب رصدگاههای رویت هلال ایران است ) مناسبتر نیست؟

3-     در بحث عمومی و یا تخصصی بودن معیار ، جسارتا" با حضرتعالی هم نظر نیستم. به نظر بنده معیارها میبایست بر مبنای چشمان تیزبین و ابزار رصدی مناسب طراحی شود و نقص عیب و یا ابزار ، دخالتی در آن نداشته باشد. در مباحث فقهی ، از حدود متعارف سخن بسیار میرود که البته به حق هم هست اما به نظر بنده در خصوص معیارهای علمی رویت هلال ، بهتر است رکوردهای حدی و حتی اندکی فراتر از آن ( برون یابی ) مد نظر قرار گیرد.

  با تقدیم احترام و ارادت مجدد


علیرضا بوژمهرانی

اصفهان – 30 آبان 1389

دوست بسيار ارجمند جناب اقاي مهراني

 با عرض سلام اميدوارم كه حال جناب عالي و خانواده محترم خوب باشد .

بسيار خوشحال شدم كه مطالب اينجانب را نقد و بررسي مي كنيد و اميدوارم عزيزان ديگر نيز به مانند شما دست به قلم شده تا به يك جمع بندي برسيم اگر موافقيد اين مطالب را در سايت ها ي مرتبط قرار داده تا هم ديگران از نقطه نظرات اينجانب و جناب عالي مطلع شوند و هم نقطه از نظرات عزيزان مطلع شويم ؟

در جواب فرمايش شما به عرض برسانم در هر معياري، پارامتر ارتفاع از سطح درياي ازاد مورد نظر است اگر دقت كرده باشيد در مطالبم گفته ام ارائه دهنده معيار نمي داند رصد گر در كجا رصد مي كند اين خود رصدگر است كه مي بايستي ارتفاع محل رصد را مشخص – محاسبه – و رصد نمايد ، در هيچ معياري من نديده ام رصد را غير سطح دريا ملاك قرار دهند چون تضاد در همينجاست معيار دهنده مي بايستي جنبه عمومي را در نظر بگير نه موارد خاص و استثنائئ ، پر واضح است وقتي رصدگري مي خواهد رصدي را انجام دهد به ارتفاعات رفته به اين دليل كه از افق مناسب از جهت خلاصي از غبار و اكودگي فقط به اين دليل، و الا پارامتر ماه و خورشيد از نظر ارتفاع از هم انچنان تغييري نمي كند نه ارتفاع ماه از خورشيد بيشتر مي شود و نه كمتر فقط پاكي هوا كمك مي كند به داشتن افقي خوب و رصدي ايده ال و الا در رصد هم سطح با درياي ازاد نيز مي توان به شرط تميز بودن افق همان كار را انجام داد به رصدهاي اقاي استم در محل زندگي اش توجه كنيد 700 تا 800 متر بيش از سطح دريا ارتفاع ندارد اما به خاطر پاكي هوا كه خود ايشان در مقاله خود به ان اشاره كرده كه منطقه ايشان افقي پاك دارد هلال هاي متعددي را رويت كرده ، اگر به پارامتر هلال ماه در مكاني كه اقاي رستمي قرار داشته اند با فردي فرضي در پايين كوه ، مي بينيم اقاي رستمي تاخير غروب ماه و خورشيد را داشته كه در رويت ايشان اثري نداشته چون اندكي فاز ماه و سن هلال بيشتر شده اما ساير مطالبي را كه گفتم ( در رصد شير كوه ) ان عوامل باعث رويت هلاتل شده ، رصد با هواپيما نيز همين است افق پاك است در پارامتر ارتفاع ماه و خورشيد تغييري رخ نمي دهد اما ميران افزايش درخشندگي ( نه افزايش فاز ) بيشتر مي شود و خود جنابعالي بهتر مي دانيد چون رصدهايي با هواپيما را داشته و تجربه كرده ايد.

در جواب سوال دوم شما بايد عرض كنم اگر معيار براي افراد استثنائي و حرفه اي طراحي شود ديگر معيار نيست و هر كسي نمي تواند بر مبناي ان معيار هلال ماه را رويت كند رجوع كنيد به معيار اقاي اوده چنان سخت گرفته اند ( بگذريم كه ايا ان نظر درست است يا خيرمعتقدم بايد به نظر افراد احترام گذاشت اما مي توان انرا نقد كرد ) چند سال ازارائه معيار اقاي اوده مي گذرد چند نفر هلال ماه را با جدايي 5.5 و يا با سن 8 يا 9 ساعت ديده اند كه ايشان حكم به رويت مي دهند حتي ان تيزبين ترين ها كه شما به ان اشاره داشتيد موفق به چنين رويت هايي نشده اند لذا اگر معيار عمومي باشد قابل ارتقاء است اما در تخصصي اين اشكالات را نيز دارد. گاهي مواقع معيار دهنده مي تواند ادعا كند اين هلال قابل رويت است يا قابل رويت بود شما نديدي اگر تجربه داشتي يا ابزارت خوب بود ويا... حتما انرا مي ديديد ، جناب اقاي مهراني من با چنين منطقي بيگانه ام معيار يك حد و مرزي دارد براي كل افراد جهان چه يك نوجوان 15 ساله و چه يك مرد ميانسال بايد طراح ان حد اعتدال را رعايت كند مگر رويت هلال مثل تخصص قلب است كه عده خاصي بنام پزشك به ان بپردازند و يا در قديم همه رصدگر بودند؟ ، فكر نمي كنيد يك چوپاني در بالاي كوه در 500 سال پيش وقتي با ني خود حالي مي كرده و اواز مي خوانده والبته زير چشمي به رمه خود نيم نگاهي داشته ناگهان محو زيبايي افقي شده كه در ان افق هلال ماهي سو سو زنان نظاره گر ني و اواز اين چوپان بوده و همان رويت اكنون يك ركورد بود و يك كمك به ارائه كننده معيار؟ به شرطي كه ان بنده خدا مي توانست انرا ثبت كند ، منظورم ازطرح چوپان و ... اين بود كه نمي توانيم حد رويت را انقدر بالا ببريم كه از رويت و رصد خسته شويم ضمن اينكه سهل و اسان گرفتن ان نيز درست نيست بهتر است با رصدهاي متوالي معيار را ارتقا بخشيد ضمنا شما نيز احتمالا با من هم عقيده هستيد كه به تدريج اسمان و افق به سمت الودگي مي رود و ان رصدهاي قديم ممكن است ديگر اتفاق نيافتد شايد تا حدودي به همين علت است كه اقاي حسن زاده رصد را تفكيك مي كنند.

اينجانب در چند روز ديگر در مورد معيار فاز و ارتفاع كه به لطف خداوند بزرگ 20 سال از رصدهايم گذشته خواهم پرداخت و كمي كلي تر راجع به اين مطلب بحث خواهيم كرد، همانطور كه گفتم مي بايستي فرض ارائه دهنده معيار اين باشد كه افق رصدگر تميز است با اما و اگر و شايدو محتمل است نمي توان رصد را شانسي قلمداد كرد، در ارتباط با مباحث فقهي ممكن است حدود متعارف براي ابزلر گفته شود اما همان حدود متعارف نيز تعريف نشده ممكن است فردي يك دوربين دوچشمي متوسط را متعارف بداند يكي نيز تلسكوپ پر قدرت را اما من نيز به مانند رصدخانه افريقاي جنوبي يك دوچشمي متوسط را ابزار متعارف مي شناسم

با احترام و ارادت

سيد محسن قاضي ميرسعيد.

دوست گرامی جناب آقای مهندس میر سعید

  با سلام مجدد

  از توضیحاتی که ارائه فرمودید سپاسگزارم. در مورد انتشار این مکاتبات نیز با نظر حضرتعالی موافقم.

در مورد در نظر گرفتن ارتفاع رصدگاه ، با فرمایشات شما قانع شدم. صحیح میفرمایید. اما در مورد اینکه معیار باید بر اساس دید متعارف باشد کماکان بر نظر قبلی هستم. اصولا" ارائه ی معیار یک کار حرفه ای است و معیارها هم برای افراد حرفه ای ارائه میشوند. بین معیار علمی و حکم فقهی تفاوت بسیاری است. حکم فقهی را تمام افراد از پیر و جوان ، زن و مرد ، با سواد و بی سواد ، شهری و روستایی باید انجام دهند و به همین دلیل فقهای عظام ، حد متعارف را مبنای احکام شرعی میدانند. به عنوان مثال :

  در مورد حد شستن صورت در وضو اشاره میشود به حد فاصل بین انگشتان میانی و شست. طبیعی است که با توجه به متفاوت بودن اندازه ی صورت افراد ( چاق و لاغر ، پهن و باریک و ... ) و نیز اندازه ی دستها و انگشتان ، نمیتوان یک مقدار ثابت را برای این بخش از وضو در نظر گرفت اما آیا در همین مثال ، میتوانیم به افراد بگوییم فرقی نمیکند که دست شما کوچک است یا بزرگ ، چاق است یا استخوانی ، یک وجب دست همه ی شما مثلا" 25 درجه است و با همین اندازه گیری میتوانید زوایای ارتفاع و اختلاف سمت را با دقت اندازه گیری کنید؟ پاسخ منفی است. نمیتوان این قاعده ی کلی را اینجا استفاده کرد بلکه باید گفت هر فردی باید اندازه ی زاویه ای دست خود را با استفاده از برخی ستارگان کالیبره کند.

  از طرف دیگر باید در نظر گرفت که چند درصد از مردم عادی که قصد رویت هلال دارند به جزئیات یک معیار توجه میکنند ؟ و چند درصد آنان موفقیت و یا عدم موفقیت در رویت خود را ناشی از ضعف علمی معیارها قلمداد میکنند؟ به نظر اینجانب در مورد هر دو سوال ، نزدیک به صفر درصد ).

نتیجه آنکه اعتقاد دارم نباید به خاطر آنچیزی که احتمال روی دادنش بسیار بسیار اندک است ، یک معیار علمی را بر اساس حدود عرفی تنظیم کرد. و البته از طرف دیگر ، فراتر رفتن از محدوده ی رکوردهای حدی ( برون یابی ) نیز میبایست پایه ای علمی و منطقی داشته باشد.

  با احترام و عرض ارادت مجدد

  علیرضا بوژمهرانی

اصفهان – 1 آذر 1389

 

دوست گرامي جناب اقاي مهراني با عرض سلام و احترام.

از اينكه از نقطه نظرات جنابعالي بهره مند مي شوم بسيار خوشحالم ، قطعا بررسي اينگونه مطالب مي تواند راهگشاي ابهامات و بعضا بعضي ازاشكالات پيش رويمان باشد.

در ارتباط با معيارها من خيلي اصرار ندارم حتما ارائه دهنده معيار خودش را محدود كند ، مي تواند نقطه نظرات خود را در قالب يك معيار ارائه و در صورت لزوم انرا تغيير دهد ومعيار خود را به روز برساند ، ضمنا معتقدم ارائه معيار علاوه برداشتن دانش علمي بهتر است از دانش رصدي نيز بهره ببرد يا همان تجارب رصدي كه خودمان مي گويم ، در اينجا دو مسئله مطرح مي شود ايا ارائه دهنده معيار، خودش رصد هم انجام داده و اگر داده چه ميزان بوده ؟ مسئله دوم اين كه ارائه دهنده معيار رصد گرنبوده بلكه از تجارب رصدي ديگران و داده هاي رصدي انها استفاده مي كند، در ارتباط با قسمت اول متاسفانه به جزء معدودي  كه گاه گاهي رصد انجام مي دهند بقيه از رصد و اطلاعات رصدي ديگران استفاده مي كنند، جناب اقاي مهراني شما در نامه فرموده ايد ارائه يك معيار حرفه اي است و براي رصدگران حرفه اي ارائه مي شود ايا به من حق مي دهيد كه بگويم عكس اين موضوع به فرض قبول داشتن فرمايش شما نيز مصداق دارد يعني براي رصدگر حرفه اي بايستي معيار حرفه اي درست ارائه داد ؟ و اگر قبول داريد مي توانم از شما بپرسم ايا امار رصدگر حرفه اي بيشتر است يا رصدگر به فرض معمولي ؟ ايا منطقي است تصور كنيم رصد هلال براي افراد با تجربه مي باشد و بس ؟ جسارتا با اين مطلب شما موافق نيستم ، چرا كه معتقدم رصدگر و رصدگران چه حرفه اي و چه معمولي باعث ابداع معيار مي شوند اما يك معيار رصدگر حرفه اي بوجود نمي اورد ، اينطور عرض كنم رصدگر حرفه اي نيازي به معيار ندارد چون او به دنبال تغيير معيار است ارائه دهنده مي بايستي طوري معيار خود را ارائه دهد كه راه را براي رصدگر به فرض معمولي نبندد كه البته جناب عالي نيز با اين موضوع موافقيد. 

در ارتباط با مثالي كه در مورد وضو زديد من با شما موافقم نبايد به جزييات اندازه دست و صورت و ... پرداخت بايد به حكم خدا عمل كرد و يا به سنت چون براي يك كار واجب كار واجبي صورت مي گيرد ، و علماي بزرگوار نسبت به موضوع نظر مي دهند ، اما همين علماي بزرگوار مي توانند وارد اين موضوع شوند و به مقلدين ساده ترين راه شرعي را معرفي كنند نه اينكه پيشنهاد و يا راه كاري ارائه دهند كه براي مقلد ايجاد زحمت كند در صورتي كه راه ساده تري نيز وجود دارد در مورد معيار نيزاز همين مثال شما بهره مي برم ، معيار نزديك به واقعيت و براي كل مردم حال اگر رصدگري توانست انرا در پارامتر ضعيف تر ببيند خوب چه بهتر به ارائه كننده معيار كمك كرده تا معيارش را دقيق تريا اصلاح كند ، ضمن اينكه من هم موافق فرمايش شما هستم نه خيلي راحت و نه خيلي سخت اينطور نباشد كه سالها به دنبال هلالي باشيم كه شايد هرگز قابل رويت با وسايل امروزي نباشد اما در معيار حكم به رويت داده شده .

با احترام مجدد : سيد محسن قاضي ميرسعيد.

تهران 1389.9.1

;

استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیرتجاری و با ذکر منبع بلامانع است. کلیه حقوق این سایت متعلق به تیم برنامه نویسی آویسا می‌باشد .