پــایــگــــــاه اطــــلاع رســـــانـــی هــــلال مـــــاه

www.Helalemah.ir

امروز : چهارشنبه مورخ 28 مهر 1400 هجری شمسی ، مطابق با 13 ربیع الاول 1443 هجری قمری ، مطابق با 20 اکتبر 2021 میلادی

گزارش ويژه رصد هلال رجب 1429

هو الحكيم"

با عرض سلام خدمت كليه دوستان نجومي، رصدگران و اعضاء محترم گروه غيرحرفه‌اي رويت هلال

پيش از آغاز گزارش رويت هلال ماه رجب 1429 هـ.ق ذكر چند نكته را ضروري مي‌دانم:

علت تاخير در ارايه اين گزارش: پس از انجام رصد و بازگشت به تهران آقايان فتحي و مرزاني مسؤليت گزارش نويسي اين رصد را به عهده بنده نهادند. از آنجا كه در حال حاضر بنده در دوران خدمت سربازي بسر مي‌برم و با توجه به اينكه در طول هفته‌‌اي كه گذشت 2 روز در شيفت بودم و نيز از سوي ديگر بدليل اهميت نجومي اين هلال، گزارش مربوط به آن نيز كمي تامل و دقت بيشتر را مي‌طلبيد، لذا نگارش اين گزارش كمي به تاخير افتاد و از اينجا بابت تاخير بوجود آمده از كليه دوستان و رصدگراني كه منتظر اين گزارش بوند عذرخواهي مي‌كنم.

مطالب و مسايل زيادي (چه قبل و چه در طول برنامه 3 روزه رصد) وجود داشت كه با توجه به گذشت حدود 10 روز از برنامه رصدي و كمرنگ شدن ضرورت بيان آنها، از نوشتن آن خودداري شده‌است كه البته بايستي اشاره كنم كه حذف اين مطالب هيچ لطمه‌اي به اصل گزارش نخواهد زد.

برخي از عكس‌ها وضوح و شفافيت و شارپ لازم ندارد كه آن به دو دليل است: اولي رزولوشن پايين دوربين ديجيتال همراه (3 مگاپيكسل)، ديگري به هم خوردن فوكوس دوچشمي .

به نمايندگي از تيم رصدي اين هلال اعلام مي‌كنم كه آماده شنيدن و خواندن نقدها و نقطه نظرات كليه اساتيد رويت هلال و رصدگران باتجربه در خصوص اين هلال هستيم.

 

شرح گزارش:

.... بنا به دلايل مختلف از پرواز ساعت 9:50 روز چهارشنبه 12 تير جامانديم . 

چاره‌اي نبود، به پيشنهاد آقاي مرزاني به محل كار ايشان در سازمان حج و زيارت رفتيم. در اولين اقدام جناب مرزاني با چند تماس تلفني هماهنگي لازم بابت تثبيت پرواز ساعت 15 را بعمل آوردند. پس از اينكه خيالمان از بابت پرواز راحت شد، ناهار را صرف كرده و مجددا به سمت فرودگاه حركت كرديم.

خوشبختانه ساعت 15 بدون مشكل خاصي به مقصد اروميه پرواز كرديم. ساعت 16:25 نماينده ستاد استهلال استان آذربايجان غربي در سالن فرودگاه حاضر و ما را به محل استقرارمان منتقل نمودند.

چهار شنبه عصر تا پايان شب را با استراحت، گفتگو و تبادل‌نظر، مرور محاسبات و بازديد از درياچه اروميه به پايان رسانديم.

پنج‌شنبه 13 تير ماه 87

پس از صرف صبحانه به سمت دفتر ستاد استهلال نزد حجت الاسلام حاج آقا فخري حركت كرديم تا علاوه بر ديدار با ايشان و استفاده از امكانات رايانه و شبكه اينترنت، هماهنگي‌ لازم را در خصوص تهيه دوربين‌هاي دوچشمي و تامين امنيت رصد در منطقه مرزي بعمل آوريم.

ابتدا با پيگيري‌هاي مستمر حجت الاسلام فخري و همكاري مسولين سپاه منطقه قول تحويل يكدستگاه دوچشمي 150*40 و يكدستگاه دوچشمي 120*20 داده شد كه فورا آقاي فتحي را جهت تست و انتخاب دوچشمي‌هاي سالم و مطمن به پايگاه مورد نظر فرستاديم و انصافا ايشان هم دو دستگاه دوچشمي كاملا سالم و نو با اپتيك بسيار خوب برايمان فراهم كردند.

در اين فاصله من و آقاي مرزي دايما از طريق پايگاه‌هاي هواشناسي وضعيت جوي منطقه مورد نظر را از لحاظ ميزان ديد، وزش باد، غبار، رطوبت و وجود ابر كنترل مي‌كرديم. اگرچه وضعيت حدي پارامترهاي اشاره شده به نسبت دو روز قبل اندكي تضعيف شده بود اما با اين حال براي رصد مناسب به نظر مي‌رسيد.

حجت الاسلام فخري كه در صدد پيگيري‌هاي لازم براي كسب مجوز و تهيه نيروي انساني كافي به منظور تامين امنيت رصدگران و رصدگاه بودند نام منطقه‌اي كه ما براي رصد در نظر گرفته بوديم را پرسيدند و وقتي به ايشان گفتيم محل مورد نظر ما منطقه زيوه و ارتفاعات مرزي دالامپر (مرز مشترك ايران، تركيه،عراق) مي‌باشد ايشان فورا فرمودند كه در شرايط كنوني نوار مرزي چندان مطمئن نيست و به جد از ما خواستند تا در صورت امكان منطقه رصدي خود را تغيير دهيم.

فورا با آقاي ميرسعيد تماس گرفتم و ايشان را در جريان كامل وضعيت پيش آمده قرار دادم. ايشان علاوه بر تاكيد بسيار بر اينكه اول به فكر امنيت جاني خود باشيم ، نكات و تذكرات بسيار خوبي به منظور چگونگي تغيير رصدگاه به بنده دادند. در نهايت مجبور به صرف نظر از اين گزينه خوب براي رصد شديم.

در اين حين آقاي فتحي هم با ابزار از راه رسيدند و ايشان را در جريان وضعيت پيش آمده قرار داديم. فورا به اتفاق يكديگر به بررسي ساير نقاط پرداختيم و پس از دقايقي بحث و بررسي نقشه‌ و نيز با كمك نرم افزار گوگل ، ارتفاعات اطراف نقده را به عنوان گزينه دوم خود انتخاب كرديم . پس از اقامه نماز، دوست عزيز آقاي سيد هادي طباطبايي (يكي از اعضاي نجومي و از رصدگران خوب اروميه) به جمع ما ملحق شدند. ايشان هم كه رصدگاه‌ها و ارتفاعات استان را بسيار بهتر از ما مي‌شناختند با ارتفاعات اطراف نقده موافقت كردند و در نهايت پس از صرف ناهار به سمت اين منطقه حركت كرديم.

هنور چند كيلومتر از شهر خارج نشده بوديم كه متوجه افزايش وزش باد و غبار شديد شديم. شدت غبار در بعضي مناطق به حدي بود كه من چندين بار به دوستان گفتم اگر هنگام غروب خورشيد هم چنين غباري داشته باشيم بايد قيد اين رصد رو بزنيم (و به شوخي پيشنهاد كردم كه بريم درياچه و شنا كنيم). حقيقتا لحظات سخت و نا اميد كننده‌اي بود. وضعيت را دايما از طريق پيام كوتاه به اطلاع آقاي ميرسعيد مي‌رساندم. در بين راه به منطقه بالستان رسيديم. دهكده‌اي در دامنه‌ي كوه ... تا كمركش كوه بالا رفتيم . اما نه ... غبار شديد در سمت غروب خورشيد و افق نامناسب و موانع ناكار آمد باعث شد تا تغيير موضع بدهيم. ارتفاعات روبروي همين محل جاي مناسب تري به نظر مي‌رسيد. مسير بسيار سخت و شيب زياد كوه باعث شد تا همگي سوار بر ماشين لندكروز شده و به بالاع كوه برويم. پس از خوردن كلي خاك و غبار به بالاي كوه رسيديم... اووووه ... هر دم از اين باغ بري مي‌رسد ... انگار غبار را با كش همراه ما بسته بودند. هر كجا كه مي‌رفتيم همراهمان بود. چاره‌اي نبود. مجبور به پايين آمدن از كوه و يافتن رصدگاهي ديگر بوديم. اين بار كمي جدي تر به آقايان مرزاني و فتحي گفتم كه كم كم وضع داره نا اميد كننده مي شه. دوستان اما با اميد بيشتري نسبت به من اصرار داشتند كه توكل مي‌كنيم به خدا و رصدگاه ديگري را تست مي كنيم. شايد اين‌بار موفق شويم ....

يك پلك زدن غافل از آن ماه نباشيم                                                  شايد كه نگاهي كند آگاه نباشيم

زمان زيادي نداشتيم. تحت هر شرايطي مي‌بايست اولين رصدگاه را انتخاب مي كرديم. پيام كوتاهي از طرف آقاي ميرسعيد به دستم رسيد... "هر كجا كه غبار كمتر بود متوقف شويد و به دنبال زهره بگرديد. اگه پيداش كنيد شانس زيادي براي رويت خواهيد داشت. فاز ماه در منطقه شما به حدي هست كه بتوانيد با دوچشمي هلال را رويت كنيد".

حدود ساعت 18 در نزديكي شمال شهرستان نقده و در منطقه يادگارلو به يك درياچه كوچك رسيديم، سد حسنلو .

مختصات :   37:03 شمالي،  45:29 شرقي 

در مجاورت اين سد كوه كم ارتفاعي وجود داشت كه افق سمت غروب خورشيد موانع جالب و مطلوبي داشت. كوهي با ارتفاع حدود 3 درجه. غبار اما زياد بود و از اين حيث بسيار نگران بوديم. چاره اي نبود. با ماشين تا ميانه كوه بالا رفتيم. محل مناسبي كه مشرف به موضع غروب بود را انتخاب و در آنجا توقف كرديم. فورا ابزار را نصب كرديم. با توجه به اينكه محاسبات قبلي براي مختصات جغرافيايي دالامپر انجام شده بود بايستي در كمترين زمان ممكن محاسبات جديد را جايگزين مي‌كرديم.

از ساعت 19 فعايت خود را آغاز كرديم.

برگه‌هاي رصدي را در اختيار آقايان مرزاني و طباطبايي گذاشتم . آقاي مرزاني با لپ‌تاپ و با كمك نرم افزار‌هاي MoonCalc.6 و The Sky محاسبات را انجام مي‌دادند و آقاي طباطبايي نيز مقادير را از درجه به ميلي‌ام تبديل مي كردند.

من و آقاي فتحي نيز ابتدا دوربين‌ها را براي چشمان خود فوكوس كرديم و سپس با كمك خورشيد (و بكار گيري فيلتر مايلار) آنها را خطي كرده و خطاي درجه‌بندي ميلي‌ام دستگاه‌ها را تصحيح نموديم و به اطلاع آقاي طباطبايي رسانديم تا در تبديلات خود لحاظ نمايند. پس از چندين بار تست كردن طي مدت 45 دقيقه (در فاصله زماني 19:15 تا 20 ) از ساعت 20 آماده رصد شديم.

معجزه

از ساعت 20 وزش باد شدت بيشتري گرفت. ابتدا بسيار نگران شده بوديم. هنوز 4-5 دقيقه بيشتر نگذشته بود كه ورق برگشت و همه چيز عوض شد. آنچه مي‌ديديم باور كردني نبود. انگار خدا اين باد را براي رويت شدن اين هلال فرستاده بود. باد دقيقا همان كاري را كرد كه ما مي‌خواستيم. بطرز شگفت‌آوري غبار بالاي كوه را پراكنده كرد و بخش ديگري از آن را در پشت كوه‌هاي روبرو متراكم نمود .... افق اكنون با آنچه تا 40 دقيقه قبل مي‌ديديم تفاوت زيادي داشت. تمام اميدهايمان زنده شد... همان لحظه آقاي مرزاني گفتند كه اين فقط يك معجزه مي‌تونه باشه. معمولا وزش باد 50 درصد از غبار را كم يا به آن اضافه مي كند و خوشبختانه براي ما اتفاق اول رخ داد.

به استقبال هلال

همانطور كه پيش‌بيني مي‌شد به خاطر وجود موانع، خورشيد در ساعت 20:30 و در حدود 21 دقيقه زودتر از غروب ظاهري در پشت كوه‌ غروب كرد ( البته در زمان غروب خورشيد كماكمان يك درجه غبار در بالاي كوه وجود داشت). خوشبختانه تراكم نسبتا بيشتر غبار در پشت كوه باعث شد تا پس از غروب خورشيد، به طور محسوسي از شدت نور كاسته شود، از طرفي همين تراكم غبار باعث افزايش ضريب شكست محيط شده و پرتوهاي خورشيد را با زاويه بيشتري منحرف مي‌كرد و طبيعتا نور مزاحم كمتري به رصدگر و دوربين مي‌رسيد، و اين يك مزيت براي ما به حساب مي‌آمد.

2 دقيقه بعد در ساعت 20:32 موفق شدم با دوربين 120*20  سياره زهره را رويت كنم. يك دقيقه پس از بنده، آقاي مرزاني نيز با همين دوچشمي موفق به رويت زهره شدند. در ساعت 8:34 نيز آقاي طباطبايي با دوچشمي 150*40 زهره را رويت نمودند. پس از اطمينان از رويت زهره با هر دو ابزار، به قصد رويت هلال بنده پشت دوچشمي 120*20 و آقاي فتحي پشت دوچشمي 150*40 مستقر شديم.

12 دقيقه پس از غروب خورشيد، در ساعت 20:42 آقاي فتحي با هيجان زيادي خبر از رويت هلال دادند و تقريبا يك دقيقه مستمر موفق به رويت شدند.

مقادير مشخصات ماه در لحظه‌ي رويت:

سن هلال: 13:54 (13 ساعت و 54 دقيقه)

جدايي زاويه‌اي: 7:34 ( 7 درجه و 34 دقيقه)

فاز هلال: 0/54 % (54 صدم درصد)

ضخامت مياني هلال: 0/14 دقيقه قوسي

پس از ايشان آقاي مرزاني پشت دوربين قرار گرفتند و ايشان نيز با اطمينان اعلام كردند كه هلال را رويت نموده‌اند. سپس بنده در ساعت 20:45 دوربين خود را فيكس كرده و پشت دوچشمي 150*40 رفتم . پس از چند ثانيه تمركز بنده نيز هلال را بشكل كماني كم‌سو با زاويه بين ساعت 4 تا 6 رويت كردم. به محض اينكه از پشت دوربين فاصله گرفتم به ياد دو هلال بحراني قبل افتادم. اولي هلال صفر 1427 كه همراه با آقاي ميرسعيد و با استفاده از تجارب كارآمد ايشان موفق به رويت شديم و اين هلال از حيث فاز كم و كم سو بودنش، براي من شباهت زيادي با آن هلال داشت و ديگري هلال شعبان 1427 كه بنده در منطقه حسن آباد تهران رويت نمودم اما از آنجا كه بنا به دلايلي نامعلوم !!! ( كه بعدها معلوم شد) عكس‌هاي مربوط به آن رصد ناپديد شدند، در گزارش خود اصرار و پافشاري به رويت آن نكردم. اما با رويت اين هلال مطمن شدم آنچه در آن روز نيز ديده بودم، قطعا هلال ماه بود نه چيز ديگر .

به هر حال پس از اينكه آقاي طباطبايي نيز هلال را رويت نمودند و ما مطمن شده بوديم كه هلال شكار شده است، عزيزان راننده و همراهان مشتاق بودند كه از پشت دوربين هلال را نگاه كنند، تجربه ناكافي و عدم آشنايي با نحوه استقرار در پشت دوچشمي باعث بهم خوردن تنظيم دوربين و فوكوس آن شد. اين امر ابتدا باعث ناراحتي گروه شد اما به ذهنمان رسيد كه اگر مجددا دوربين را تنظيم كنيم و بتوانيم هلال را ببينيم، قطعا و بلاشك از رويت خود يقين پيدا خواهيم كرد. در كمتر از 3 دقيقه دوچشمي را تنظيم كرديم و خوشبختانه مجددا هلال رويت شد.

عجيب و باور نكردني

عقربه‌هاي ساعت زمان 21:00 را نشان مي‌داد كه ناگهان آقاي طباطبايي با صداي بلندي اعلام كردند كه هلال را با دوچشمي 120*20 مي‌بينند. باورش كمي سخت بود. براي اطمينان بنده نيز پشت دوربين رفتم... بله ... خودش بود. شكي نداشتم. آقايان مرزاني و فتحي نيز موفق به رويت هلال با اين دوربين شدند. برايمان بسيار جالب بود كه اين هلال را توانسته‌ايم با دوچشمي 120*20 رويت نماييم.

در نهايت در حدود ساعت 21:03 دقيقه در حاليكه هلال كماكان رويت مي‌شد (اما به سختي) در پشت كوه غروب نمود. در زمان غروب ماه آن يك درجه غباري هم كه در لحظه‌ي غروب خورشيد در بالاي كوه وجود داشت بسيار رقيق‌تر شده بود و تقريبا تا زمان پنهان شدن در پشت كوه هلال را رويت و سرانجام با آن خداحافظي كرديم.

ضمنا به اطلاع مي‌رساند كه در تلاش هستيم ظرف روزهاي آتي بر روي عكس هاي مربوطه كار كنيم اميد آنكه بتوانيم هلال را در عكس آشكار نماييم.

در پايان لازم مي‌دانم از زحمات و راهنمايي‌هاي مفيد آقاي قاضي ميرسعيد تشكر ويژه نمايم. همچنين از آقاي صياد بخاطر يادآوري چند نكته و ارايه نقطه نظراتشان به بنده در خصوص اين هلال سپاسگذارم.

نيز از كليه مسؤلين ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبري، حجت الاسلام مروي، ذاكري، شاكري و ... به خاطر هماهنگي‌هايشان و فراهم نمودن مقدمات اين سفر تشكر مي‌نمايم.

و در نهايت ممنونم از دست اندركاران دفتر ستاد استهلال استان آذربايجان شرقي، شهر اروميه، خصوصا حجت الاسلام فخري كه نهايت لطف، محبت و همكاري خالصانه خويش را نسبت به ما مبذول داشتند. از آقاي اختري راننده صبور و با محبت‌مان در طول سفر نيز بطور ويژه سپاسگذارم.

با تشكر

سبز و پيروز، شاد و خرم، پر انرژي باشيد

احسان مهرجو

22 تير ماه 1387

;

استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیرتجاری و با ذکر منبع بلامانع است. کلیه حقوق این سایت متعلق به تیم برنامه نویسی آویسا می‌باشد .