پــایــگــــــاه اطــــلاع رســـــانـــی هــــلال مـــــاه

www.Helalemah.ir

امروز : جمعه مورخ 1 مرداد 1400 هجری شمسی ، مطابق با 13 ذیحجه 1442 هجری قمری ، مطابق با 23 جولای 2021 میلادی

پيام تسليت به جناب آقاي عليرضا بوژ مهراني به مناسبت در گذشت پدر گراميشان

انا لله و انا اليه راجعون

                  زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست

                                                                                     هر كسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود

                                                                                                                                                                      صحنه پيوسته بجاست

                                                                                                                                                                                                         خرم آن نغمه كه مردم بسپارند بياد

چه لغت بیمناک و شورانگيزی است! از شنیدن آن احساسات جانگدازی به انسان دست می‌دهد خنده را از لب می‌زداید شادمانی را از دل می‌برد تیرگی و افسردگی آورده هزار گونه اندیشه های پریشان از جلو چشم می گذراند.

زندگانی از مرگ جدایی ناپذیر است. تا زندگانی نباشد مرگ نخواهد بود و همچنیین تا مرگ نباشد زندگانی وجود خارجی نخواهد داشت. از ستاره هاي آسمان تا کوچک ترین ذره روی زمین دیر یا زود می‌میرند: سنگ‌ها  ، گیاه‌ها جانوران هر کدام پی در پی به دنیا آمده و به سرای نیستی رهسپار می‌شوند و در گوشه فراموشی مشتی گرد و غبار می‌گيرند. زمین لاابالیانه گردش خود را در سپهر بی‌پایان دنبال می‌کند و....

آسمان لبخند می‌زند زمین می‌پروراند و مرگ با داس کهنه خود خرمن زندگانی را درو می‌کنند... .

مرگ همه هستی را به یک چشم نگریسته و سرنوشت آنها را یکسان می‌کند: نه توانگر می‌شناسد نه گدا ،  نه پستی نه بلندی و در مغاک تیره آدمیزاد گیاه و جانور را در پهلوی یکدیگر می‌خواباند تنها در گورستان است که خونخواران و دژخیمان از بیداد‌ گری خود دست می‌کشند  بی‌گناهان شکنجه نمی‌شوند نه ستمگر است نه ستمدیده ، بزرگ و کوچک در خواب شیرینی  آرميده اند.

 چه خواب آرام و گوارايي که روی بامداد را نمی‌بینند داد و فریاد و آشوب و غوغای زندگانی را نمی‌شنوند. بهترین پناهی است برای دردها ، غم‌ها، رنج ها و بیدادگری های زندگانی آتش شرربار هوی و هوس خاموش می‌شود همه این جنگ و جدال کشتار‌ها و زندگی ها کشمکش‌ها و خودستانی های آدمیزاد در سینه خاک تاریک و سرما و تنگنای گور فروکش کرده آرام می‌گیرد.

اگر مرگ نبود همه آرزویش را می‌کردند فریاد های نااميدی به آسمان بلند می‌شد و به طبیعت نفرین می‌فرستادند. اگر زندگانی سپری نمی‌شد چقدر تلخ و ترسناک بود.

ای مرگ! تو از غم و اندوه زندگانی کاسته آن را از دوش بر‌می‌داری. سیه روز تیره بخت سرگردان را سر و سامان  می‌دهی تو نوشداروی ماتمزدگی و ناامیدی می‌باشی ، دیده سرشک بار را خشک می‌گردانی تو مانند مادر مهربانی هستی که بچه خود را پس از یک روز توفانی در آغوش کشیده نوازش می‌کند و می‌خواباند تو زندگانی تلخ زندگانی درنده نیستی که آدمیان را به سوی گمراهی کشانیده  در گرداب سهمناک پرتاب می‌کند تو هستی که به دون پروری فرومایگی خودپسندی چشم‌‌تنگی و آز آدمیزاد خندیده پرده به روی کارهای ناشایسته او می‌گسترانی.

کیست که شراب شرنگ آگین تو را نچشد؟ انسان چهره تو را ترسناک کرده و از تو گریزان است ، فرشته تابناک را اهریمن خشمناک پنداشته! چرا از تو بیم و هراس دارد؟ چرا به تو نارو و بهتان می‌زند؟ تو پرتو درخشانی اما تاریکیت می‌پندارند تو سروش فرخنده شادمانی هستی اما در آستانه تو شیون می‌کشند تو فرستاده سوگواری نیستی تو درمان دل‌های پژمرده می‌باشی تو دریچه امید به روی نا امیدان باز می‌کنی تو از کاروان خسته و درمانده زندگانی میهمان نوازی کرده آنها را از رنج راه و خستگی می‌رهانی تو سزاوار ستایش هستی تو زندگانی جاویدان داری...

جناب آقاي عليرضا بوژمهرني

با سلام

از طرف جامعه ي نجوم خصوصا رصدگران و علاقمندان به  رويت هلال ماه درگذشت پدر گراميتان را  به حضرتعالي و خانواده ي محترمتان تسليت عرض نموده و بقاي عمر بازماندگان را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستاريم .

پايگاه اطلاع رساني هلال ماه

 

;

استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیرتجاری و با ذکر منبع بلامانع است. کلیه حقوق این سایت متعلق به تیم برنامه نویسی آویسا می‌باشد .