پــایــگــــــاه اطــــلاع رســـــانـــی هــــلال مـــــاه

www.Helalemah.ir

امروز : شنبه مورخ 24 مهر 1400 هجری شمسی ، مطابق با 9 ربیع الاول 1443 هجری قمری ، مطابق با 16 اکتبر 2021 میلادی

دیدار اعضای ستاد استهلال کشور با مقام معظم رهبـــری

 

ساعت 10:10 روز دوشنبه 19 خرداد از ستاد استهلال تماس گرفتند و اطلاع دادند برای جلسه ستاد و شرکت در نماز مقام معظم رهبری مد ظله العالی ، ظهر روز سه شنبه در بیت رهبری حضور داشته باشیم. مدتها بود منتظر چنین خبری بودم. بحمدالله مقدمات سفر خیلی سریع آماده شد.
 
با پرواز صبح سه شنبه عازم تهران شدم. فرصتی باقی بود. به فروشگاه آسمان شب مراجعه کردم و جدیدترین دوربینهایی که وارد کرده بودند رو آزمایش کردم. حدود ساعت 10:45 به بیت رسیدم. آقایان دکتر فاطمی و مهندس رستمی قبل از بنده رسیده بودند. دقایقی بعد مهندس میر سعید هم به جمع ما ملحق شدند.
 
گفتگوهای بسیار مفیدی در جمع چهار نفره ما مطرح شد و تصمیماتی نیز گرفتیم. ساعت 12:15 به اتفاق آقایان حجج اسلام ذاکری و نوری عازم محل اقامه نماز شدیم.
 
جزو اولین نفراتی بودیم که وارد اطاق شده بودیم و برای همین در صف سوم و همون جلو نشستیم. حس و حال انتظار دوباره وجودم رو فرا گرفته بود. وقتی منتظر باشی ، مترها و سانتیمترها هم برات اهمیت پیدا میکنه و میخوای هر چی ممکنه ، نزدیکتر باشی.
 
یکی از خدمتکاران ، چای برامون آوردند. تازه چای خورده بودم و گفتم ممنونم نمیخورم. پیرمردی دوست داشتنی بود. با لحنی بسیار مؤدبانه و با مهربانی تمام گفتند  : حتی اگر توی خونه ات هم چای نمیخوری ، این چای رو بخور. تبسم کردم و چای رو برداشتم و نوشیدم.
 
به مرور افراد دیگری هم وارد شدند. شاید کل نفرات حاضر چیزی بین 40-30 نفر میشد. برخی از مسئولین عالی رتبه کشوری و لشکری در جمع بودند و همینطور سه تن از فرزندان مقام معظم رهبری
 
من بین مهندس میر سعید و مهندس رستمی نشسته بودم. با مهندس رستمی صحبت میکردیم. میگفتند میخوان چفیه آقا رو بگیرن. گفتم من اینکار رو زوتر انجام میدم. گفتند اگر گرفتی نصفش میکنیم. به شوخی گفتم حیفس! گفتند بگو برای ستاد استهلال میخوام. گفتم اگر اینو بگم دیگه نمیتونم اون رو برای خودم بردارم.... خلاصه کلی سر این موضوع با هم شوخی میکردیم. آقایان موحدنژاد و سهرابی هم به جمع ما اضافه شدند.
 
از بیرون صدای اذان ظهر بگوش میرسید. دقایقی بعد مؤذن ویژه­ ی این اطاق که پیرمردی با چهره­ای دلنشین بود از توی راهرو ، اقامه رو قرائت کرد. اینکار نشون از حضور مقام رهبری داشت. همه ایستاده بودیم. کوچه ای باز کردیم.... حضرت آقا با تبسمی بر لب وارد شدند و ضمن خوش آمدگویی مختصر به حضار ، آماده ی اقامه نماز شدند.....
 
نماز ظهر و عصر رو خوندیم. از حال و هوای این نماز میشه خیلی گفت..... وقتی ایستادن در صف نماز یه شاگرد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اینقدر ذوق و معنا برات به همراه داره ، چه خواهد بود نمازی که امامتش بر عهده­ی خود اون حضرت باشه...... وقتی دیدار با یه مرید مکتب اهل بیت عصمت و طهارت اینقدر شوق در آدم ایجاد میکنه ، چه خواهد شد وقتی چشمانمون به جمال حضرت دوست منور میشه......
 
میدونستیم که بعد از نماز عصر ، حضرت آقا با تمام حضار احوال پرسی میکنند. به همراه دیگر دوستان رویت هلالی یه کنار ایستادیم تا به وقتش عرض ادب کنیم. مهندس میر سعید کمی جلوتر از ما بود. لحظاتی بعد مهندس میر سعید به مقام رهبری نزدیک شد و بعد از گفتگویی که ما نشنیدیم ، دیدیم محافظین آقا چفیه ایشون رو برداشتند و دادند به مهندس میر سعید. تمام نقشه های من و مهندس رستمی ، نقش بر آب شد. اما خوب ؛ خدائیش هم حساب کنیم حق به حق دار رسید. آقای میر سعید بیشتر از همه ی ما در زمینه رویت هلال کار کردند و زحمت کشیدند.
 
وقتی مقام رهبری به سمت ما اومدند به ایشون سلام کردم. یه آقای روحانی ما رو معرفی کردند که اعضای ستاد استهلال هستیم. آقا فرمودند  : بله ، بنا است با این آقایون چند دقیه ای هم بنشینیم و صحبت کنیم.
 
کلی ذوق کردیم که چنین فرصتی داریم. دست ایشون رو بوسیدم و به همراه دیگر دوستان به اطاق مجاوری رفتیم و رو نیمکتها نشستیم. 15 نفر بودیم. دقایقی بعد آقا تشریف آوردند و در کنار ما نشستند و شروع به صحبت فرمودند.
 
ابتدا از زحمات تمامی رصدگران هلال تشکر کردند و از اهمیت موضوع سخن گفتند و انتظارات و رهنمودهای خودشون رو بیان فرمودند. تاکید کردند که نظر متخصصین ستاد استهلال و کارشناسان خیلی اهمیت داره و باید با دقت و جدیت اینکار پیگیری بشه. سپس از آقای مروی خواستند حضار رو معرفی کنند.
 
آقای موحد نژاد برای مقام رهبری شناخته شده بودند. وقتی نوبت به بنده رسید و آقای مروی گفتند : آقای بوژمهرانی از اصفهان ، آقا به بنده فرمودند: این بوژمهران اسم محلی است؟ عرض کردم بله ؛ بوژمهران روستایی در نزدیکی نیشابور و در راه مشهد است و اجداد پدری بنده از این روستا هستند. آقا فرمودند که اینطور ، اما اصفهان کجا و بوژمهران کجا؟ عرض کردم خانومم اصفهانی است! حضار خندیدند و معظم له هم تبسمی کردند و فرمودند از کسی پرسیدند اهل کجایی گفت هنوز زن نگرفته ام!
 
عرض کردم آقا ، بنده حامل سلام همکارانم در شهرداری اصفهان و سلام تمام رصدگران هلال کشور به محضر شما هستم. رصدگران هلال سالهاست آرزو دارند و منتظرند تا به محضر شما برسند و از انفاس قدسی شما بهره مند شوند و امید که این آرزو محقق شود. آقا رو به جناب مروی کردند و فرمودند :  این موضوع رو آقای مروی هماهنگ خواهند کرد.
 
بقیه ی حضار هم معرفی شدند تا رسید به مهندس میر سعید. وقتی ایشون معرفی شدند آقا فرمودند  : شما قبلا" رکوردی رو بدست آورده بودید ، آیا رکورد جدیدی هم بدست آوردید؟ مهندس میر سعید هم عرض کردند بحمدالله چندین رکورد مهم دیگه به نام ایران به ثبت رسیده است.
 
در پایان ، مقام رهبری مجددا" از زحمات تمامی رصدگران تشکر کرده و امر به استمرار این اقدام مهم فرمودند.
 
پس از پایان ملاقات تمام اعضای کمیته علمی ستاد استهلال (دکتر فاطمی ، مهندس میر سعید ، دکتر موحد نژاد ، مهندس رستمی ، حجت الاسلام سهرابی و بنده ) دور هم جمع شدیم و تشکیل جلسه دادیم و در مورد چندین موضوع مهم و اساسی تبادل نظر و تصمیم گیری کردیم.
 با پایان این جلسه بلافاصله عازم فرودگاه شدم و با ساعتی تاخیر به اصفهان برگشتم. 

روز 20 خرداد 1393 برای بنده یکی از روزهای بسیار بیاد موندنی شد. خدا رو صد هزار مرتبه شکر .

 

;

استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیرتجاری و با ذکر منبع بلامانع است. کلیه حقوق این سایت متعلق به تیم برنامه نویسی آویسا می‌باشد .